ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

مقدمه 11

تاريخ گيلان ( فارسى )

ارزش كتاب تاريخ گيلان ملا عبد الفتاح فومنى نويسندهء تاريخ گيلان با اينكه با حكم شاه عباس صفوى مأمور تنقيح محاسبات چهارده سالهء گيلان بيه‌پس شده و در اين زمينه دقت و امعان نظر داشته است ، اهل قلم و نويسندهء خوبى نيست . عبارات كتاب سلاست و روانى ندارد و گاهى معنى صحيح و اصلى جمله‌ها ، زير عبارات پيچيده و نارسا پوشيده و پنهان مىماند . عبد الفتاح مردى گوشه‌نشين بود و پاره‌اى از سوانح و اتفاقات عجيب گيلان ، او را وادار به نوشتن اين كتاب كرد . از مردى گوشه‌نشين كه بعدا گرفتارى - هاى ادارى و ديوانى نيز پيدا كرده است ، بيش از اين توقع داشتن ، از انصاف دور است . در مقدمهء كتاب خود چنين نوشته است : « در اين پنجاه سال كه مملكت معمورهء دار المرز به تصرف سلاطين اسحاقيه درآمده ، فترات و انقلابات و هجوم و ازدحام عوام مثل فتور غريب شاه مشاهده نشده بود . اين فقير بىبضاعت را كه به گوشهء دهقانى به عزلت و انقطاع به سر مىبرد ، به خاطر فاتر خطور نمود كه قضيهء مذكوره را به نوعى كه سانح شده بود ، تأليف نمايد . » بعد متوجه مىشود كه ساير وقايع گيلان نيز ضبط و ثبتى ندارد . شمه‌اى از حالات ملوك و سلاطين مازندران و گسكر و آستارا و لنگركنان را در عصر تسلط صفويه نيز بر كتاب مىافزايد و كتاب حاضر را گردآورى مىكند . اگر كسى بتواند نثر ناهموار و سست كتاب را تحمل كند ، مطالب تاريخى كتاب خواندنى است و نكات تازه‌اى در آن پيدا مىشود .